مناجات روز عرفه ای با خدا و حدیث تزکیه نفس
چه جای شکوه که با آسمان قرار ندارم شکسته قفـلِ قـفس، جرأت فرار ندارم تو باز کردهای آغوش رو به بیکسی من به گریه چشم فرو بستهام که: «یار ندارم!» گـنـاه کـردم و با افـتخـار تـوبه نکردم به این بهانه که از خویش اختیار ندارم دلم کدر شد و دستی به رخوتش نکشیدم به این خـیال که آئـینهام، غـبار ندارم! اگرچه دیر، به این باور بزرگ رسیدم که بیتو پیش خودم نیز اعـتبار ندارم ولی به داد دلم میرسی، نجـاتدهنده! درست لحـظۀ آخـر که انتـظار ندارم! |